تبليغاتX
نورا
۲ یا ۳ روز گذشته یه کار اورژانسی رو سعی کردم خاتمه بدم واسه همین کالری شماری تعطیل بود و البته کم هم نبود. اون روزی که واسه امتحان خیلی کم کرب خوردم شب داشتم از گرسنگی می مردم. تنها کار خوبم تو روزای هفته ای که گذشت ۴ روز ورزش بود .امیدوارم هفته آینده بشه ۵ روز

شنبه: صبحونه شیر سویا +بیت ویکس

ناهار: ۱ تست کره بادوم زمینی +۱ فنجون شیر+سیب کوچولو

عصرونه: ۳ تست+ سینه مرغ و قارچ کبابی+ کیک خامه ای*+ نوشابه لایت

۵/۲ ساعت تپه نوردی

*: تا زمانی که من تغییر نکنم وزنم تغییر نمی کنه. عادته سر جاشششششش مونده:( وقتی میرم یه جا مهمونی مثه اسب سرکش می شم

۱ شنبه: ۲ تست +تخم مرغ + کره بادوم زمینی

 

+ نوشته شده در جمعه 1388/08/15ساعت 21:52 توسط گل بهار |

من امروز روز دومه که  غذاهامو ثبت می کنم . جون مادراتون خیلی بهم نخندین ها. باز حرصم گرفته از بدن گوشت آلوم.همش تقصیر این شیشه های دانشگاهن خیلی منو کپل نشون میدن

دیشب از بس گشنه بودم خواب دیدم دارم کیفمو گاز می زنم و پنبه قورت میدم  و دلم درد می کنه از خواب پریدم دیدم دلم داره جیغ میکشه گرسنه است:)) .این هم سزای آدمی که روز قبلش زیاده روی کرده .دیروز نزاشتم کالری غذا م بیشتر از ۱۰۰۰ کالری بشه واسه همین سخخخخخخخت گذشت۱۰۰۰ دیروز با ۲۵۰۰ روز قبلش جمع بشه متوسطش میشه تازه ۱۷۰۰ تا

 چیکار کنم من اون بالا توضیح دادم که همین دوچرخه سواری که می کنیم میشه زندگی دیگه . من هم یکی از دو چرخه سواریهای زندگیم اینه که سعی کنم به وزن و فیت ایده آلم برسم.بدم می یاد نرسم بهش.همین آلان دارم می رم جیم ثبت نام کنم .این رفیق واکینگ ما سرش شلوغ شده .ار اون طرف هم به یکی از دوستان آشنام  شب حمله شده تو کوچه =  بعد از ظهرها تنها زمانی که من دلم می یاد خونه روول کنم برم همون نزدیکای شبه و من میترسم برم بیرون تنهایی.  خلاصه قرار گذاشتم وقتای ناهارم برم جیم ۵ روز در هفته اینجا می گم که رودربایستی مانع نرفتنم بشه.

یه دوست جان:

 اونقدر حرف نگفته دارم که فکم درد می گیره اگه بخوام همه روبگم ولی به کی بگم کو آدمی که حرفای منو گوش کنه :)

از وقت های تلف شدت گفتی عزیزم .اون قدر وقتام تلف شدن توی 3 سال گذشته ...اونقدر تو انتظار موننننننندم. ولی تموم شد. تو هم به این فکر کن که این یه تکه کوتاه زندگیته.قرار نیست همیشه و موندگار باشه  همه چی دوره ای داره منحصر به خودش و البته وقتی از دور نگاه کنی دوره ای کوتاه . یه کاری کن که اگه 3 سال دیگه یاد این روزات افتادی مثه من نگی آخخخخ کاشکی کمتر غصه می خوردم و بیشتر عامل بودم.بیشتر موثر بودم. من مطمئنم واسه هر کسی راهایی وجود داره که نزاره وقتاش خیلی تلف بشن. بزار وقتی چشاتو می بندی و بر می گردی با توجه به شرائطی  که داشتی به خودت افتخار کنی . می دونم کسی نیستی که تو دام خود توجیهی بیافتی. مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش!

شنبه:

صبحونه :شیر سویا و ویتبیکس ۲۰۰ نون تخم مرغ ۵۰

میان وعده:نصف کیوی ۱ نارنگی چای قند۱۸۰

ناهار:۱ لیوان سوپ ۸ کوفته قلقلی۳۰۰

میان وعده:نصف سیب یه کمی انگور چای ۲خرما۲۰۰

شام:سوپ کدو حلوائی :(( نتونستم تا تهش رو بخورم ۲ لقمه نون و  پنیر و نصف گردو ۲۰۰

سالن امروز تعطیل بود :(   ۱:۱۵ پیاده روی و دو انجام شد

من گشنمه

1شنبه:

صبحونه :شیر سویا و ویتبیکس ۲۰۰

میان وعده: سیب  چای قند۱۵۰

ناهار:۱ بستنی فیقی۲۰۰

میان وعده:  یه کمی انگور چای ۲خرمانارنگی ۲۰۰

شام: سبزی پلو ماهی4۰۰

   ۱:۳۰ پیاده روی

۲شنبه

صبحونه :شیر و ویتبیکس ۲۰۰

میان وعده: تست جو با پنیر کاتج و خیار۱۵۰ نارنگی  چای قند۱۵۰

ناهار: ۲ لیوان سوپ  ۱ موز ۳۰۰

میان وعده: ۱سیب غول۱۲۰   ۱ ناتز بار به تدریج از صبح تا آلان هر وقت خیلی دلم خواست ۱۸۰ 

شام: سالاد با سینه مرغ   

کمتر گرسنه میشم :)
+ نوشته شده در شنبه 1388/08/09ساعت 8:55 توسط گل بهار |